باور نمیکردیم روزی بیشما میشویم
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ آقای شهیدمان، میدانستیم که شما رفتهرفته سنتان بیشتر میشود و دیر یا زود بالاخره قرار است با کابوس نبودنتان روبهرو شویم، اما هیچگاه نخواستیم آن روز را نزدیک ببینیم.
بیشتر بخوانید
هر بار که صدای گرفتهتان را میشنیدیم، خودمان را به نشنیدن میزدیم که چیزی نیست. حتماً آقایمان سرماخوردگی خفیفی دارند.
وقتی آثار کهولت سن را در چهرهتان میدیدیم و سفید شدن تکتک محاسنتان طی این سالها مقابل چشممان رقم میخورد، خودمان را به ندیدن میزدیم.
وقتی دیگر سفر استانی نرفتید، پیش خودمان میگفتیم حتماً ضرورتی نداشته و لابد هرچه لازم باشد را در حسینیهشان خواهیم شنید.
وقتی ایستاده و بدون عصا سخنرانی میکردید، قند در دلمان آب میشد و ذوقزده فقط میگفتیم «علی به وقت حوادث عصا نمیگیرد» و اصلاً حواسمان نبود که ذوق ما از توان شما در ۸۶ سالگی است.
نه که درک نکنیم شما ۸۶ سالتان شده و قاعدتاً سالهای پایانی عمر شریفتان را میگذرانید، راستش جرأتش را نداشتیم حتی به دنیای بدون شما فکر کنیم.
برایمان وحشتناک بود محرم و فاطمیه بیاید و شما را میزبان روضه عزا نبینیم. تصور فرارسیدن زمان دیدارهای ثابت همهساله بدون شنیدن کلام دلنشینتان برایمان ترسناک بود.
مگر اصلاً شدنی بود سال را تحویل کرد و پای حرف شما ننشست؟ مگر ۱۴ خرداد و عید فطر را میشد بدون شما تصور کرد؟
ما دیدیم و شنیدیم که چگونه با اشک بر بالای پیکر حاج قاسم طلب شهادت کردید و اصلاً حواسمان نبود که خداوند دعای خالصانه بندهای چون شما را حتماً مستجاب خواهد کرد.
راستش ما اصلاً به دنیای بدون شما فکر هم نمیکردیم و شاید امید داشتیم اگر آن روز رسید، لابد ما نخواهیم بود.
اما امروز ۴۰ روز است از فیض دنیوی شما محرومیم و امید داریم در محضر پروردگار، مثل همه این ۳۷ سال زعامتتان، برایمان دعا کنید تا آنچنان که تربیتمان کردید، استوار و ثابتقدم بمانیم و مثل شما در راه آرمانهایمان فدا شویم.
یادداشت: احمد بیگدلی، فعال سیاسی..
انتهای خبر/

